ساعت 6 بعد از ظهر علي و سميرا قرار گذاشته بودند به چند آژانس املاک سر بزنند. علي روي نيمکت کنار درخت چنار جايي که هميشه محل قرارشان بود نشسته و در حال مطالعه روزنامه بود که سميرا از راه رسيد. سلام. سلام خسته نباشي. زياد که دير نکردم. زياد نه؛چايي مي خوري؟ دستت [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘زیر آسمان شهر’
زير آسمان شهر
ارسالشده در زیر آسمان شهر در نوامبر 9, 2010 | بیان دیدگاه »
شادي هاي ملي
ارسالشده در زیر آسمان شهر در نوامبر 9, 2010 | بیان دیدگاه »
شادي هاي مليساعت 3 بعد از ظهر در هواي خنک زمستاني پارک منظريه نسبتا شلوغ بود. صداي بچه ها از هر طرف به گوش مي رسيد. شور و خنده و بازي هاي کودکانه. پدران و مادراني که آمده بودند در کنار هم اوقاتي بگذرانند. نفسي تازه کنند. با هم حرف بزنند. پياده روي کنند. بازي [...]

